Golestan Iran ,The Land of Artsگلستان ایران سرزمین هنرها

Kurdish Music

Kurdish music fits in to the same family as Persian music, but its main point, is the looking at the octave. The basic arrangement is a model development of which the elements are sophisticated and organized by creativeness is such a way as always to result in a melodious cadenced ending. In the musical construction the creativeness at the beginning is balanced by means of a measured concluding part. Kurdish music is neither learned music nor folk music, but all in one. Like Persian music, it is obsessive, rich music, very often traced with a deep melancholy. Although close to each other, these two words are very different and cannot be confused when heard, Persian music being more advanced and that of the Kurds being more natural and more impulsive.

At first prospect, the way Kurdish musician considers his art may appear distressing to a westerner, for there exists no terminology crucial in defining the fact of sound. There are no exact terms relating to the art of making music; the rules, the forms, the musical scales are in Kurdish language all associated with concrete occurrence. The basic notations are expressed by simple terms taken from daily life and generalized. In Kurdish the word "music" is conveyed by term "Saz", a word of Persian origins that implies both music and any musical instrument or a particular musical instrument. Another term employed in the same way is "Tanbur", which the same allocates music and particular stringed instrument. When Kurdish musician talks about music he never refers to concept with which we are familiar on account of the formal or open overtones. To express the idea of creativeness he uses a term, which means, "work", in the sense of "working" an instrument. A musician talented with great motivation is spoken of as one who knows what he has to do; a difficulty in implementation is interpreted in terms of a peak that has to be crossed. To signify a particular mode of maqam -the Kurds say maqãmé- also called maghmä, proper names, often women's names, and names of religions and tribes are used. "Dersem", for instance, which is a Kurdish dance, takes its name from a region in Anatolia, and "Sheikhane", another well-known dance, comes from the region of Djebel Sindjiar in northern Iraq. When a magam is designated by a girl's name, for example magämé Mariamé, it is understood that the remembrance of the young Mariamé has given ascend to a particular melodic motif to which a modal nations is applied.  In fact, the musical art of the Kurds is based solely on the use of one single mode, and this bears witness to the olden days of the culture that has developed its tradition by protecting a single scale, which the adjacent people call "kord" or Kurd. Are the Kurds aware of this scale? In terms of music itself there is no doubt that they are, for if the musician departs from the scales prescribed for the mode and determined by the fourteen fusses on the Tanbura, they will notice immediately that this represent a departure from their tradition. But they have never called this scale Kord. On the opposite, they have always linked it with the spirit of a culture. To say that a Kurd is managing the magämé Kord in the same way that one would say that a Persian is developing Shur is nonsense. One would have to be more precise and say the magämé Abdalé or magämé Mariamé, because it is the structure of the Abdalé or Mariamé song that displays the Kord scale. 

 

 Musicians & Singers of  the Kurdistan Province

 

 

Kurdistan Music Vedio

 

 

 

 

 

Copyright © 2009-2010 by Golestan Iran all rights reserved. 

موسیقی كُردی  

ساختار موسیقی كُردی همان ساختار موسیقی اصیل ایرانی میباشد با این تفاوت كه از نظر اكتاو ی ٫ موسیقی كُردی از وسعت بالاتری بر خوردار است. یعنی بهنگام خلق و ساختن یك ملودی از نتهای سطح بالا استفاده خواهند نمود. و هر بخش و یا میزان موسیقی آن بطور كامل و متعادل به پایان خواهد رسید . موسیقی كُردی نه میتوان در موسیقی علمی و یا فولكلورطبقه بندی نمود ٫ بلكه هر دو طبقه در آن مستتر است. موسیقی كُردی همانند موسیقی اصیل ایرانی غنی وزایده میل باطنی میباشد و كمترمیتوان عمق غم انگیز او را رد یابی نمود . اگر چه ساختار ایندو موسیقی نزدیك بهم میباشد ولی دوتعریف موسیقائی كاملا” متفاوت دارند٫ ساختارموسیقی اصیل ایرانی پیشرفته است در صورتیكه ساختار موسیقی كُردی بكر و بدون انگیزه خلق میگردد .در دید اولیه ٫ موسیقدانان كُردی از این بابت پریشان میباشند كه امكان دارد هنر موسیقی آنان بخاطر عدم وجود واژه قاطع در بیان یك آوا تاثیرنامطلوبی در غربی ها بگذارد . با بیان بسیار ساده در ساختار یك ملودی كُردی از قوانین موسیقی ٫ فرم و میزان های مختص بخود استفاده میشود و بستگی به نوع تشكل نتها موجود در موسیقائی كردی خواهد بود.نتهای اولیه در موسیقی كردی بكار میرود بطور كلی بر گرفته از زندگی روزمره هستند . از نظر لغوی در زبان كردی “ ساز “ به معنای” موسیقی” میگویند ٫ كلمه ایست كه ریشه فارسی دارد و به موسیقی ٫ ٱلت موسیقی و یا یك نوع آلت موسیقی خاص اطلاق میگردد .نوع دوم به همین منوال “ تنبور” است كه به موسیقی و آلت موسیقی زهی اطلاق میگردد.یك موسیقیدان كُرد زمانی كه راجع به موسیقی سخن میگوئید ٫ سخنان او هرگز به مفهوم آنچه كه ما در ذهن در مورد موسیقی معمولی میدانیم خواهد بود . زیرا او بیشتر به خلاقیت توجه میكند ٫ و در بكار گیری نوع آلت موسیقی حساسیت و وسواس خاصی دارد. یك موسیقیدان زمانی خود را خلاق میداند كه كار او مورد تحسین دیگران قرارگرفته باشد. در غیر اینصورت در كار بعدی نقصان كار اولیه را جبران خواهد نمود كرد ها بعضی اوقات موسیقی را مقام میخوانند و همچنین برای مقام نامی تعین میكنند كه غالبا” از نامهای زنان و یا مذاهب و عشیره استفاده میكنند ٫ بعنوان مثال : درسم نام یك رقص كرُدی است برگرفته از منطقه آناتولی تركیه) و “ شیخانی” دیگر رقص معروف كرُدی میباشد از منطقه جبال سندجیار در شمال عراق است وقتیكه مقامی نام دختری بر ٱن گذاشته شد بعنوان مثال “مقام مریم “ پر واضح است این نام یاد آور یك دختر نوجوان بنام مریم است كه در ملودی و موتیف ها ازنتهای ظریف متناسب با این اسم باستفاده میشود . درواقع هنر موسیقی یك كُرد بر یك مود خاص استوار است.و این در بر گیرنده شواهدی ازفرهنگ ایام گذشته است كه تكامل یافته سنت خود بوده تحت پوشش یك میزان كه مردم عوام ٱنرا كُرد مینامند. آیا كُرد با میزان آشنائی دارد؟ در كلام موسیقی جواب آری است. اگر موسیقدان از میزان بیرون آید و به طیف مود موسیقی وارد شود با بهره گیری از ۱۴ پرده ساز تنبور بلافاصله در خواهد یافت كه از سنت خود خارج شده است. ولی آنان هرگز این میزان را كُرد ی نمی نامند در مقابل آنان این خروج را به روح فرهنگ متصل مینمایند. شایان ذكر است یك كُرد مقام كُرد ی را به همان طریق هدایت میكند كه یكی بگوید یك فارس دستگاه شور را مهمل جلوه نموده است. با كلامی ساده هردو مقام عبدلی و مریمی را از نظر ساختار میزان كُردی میخواند

ذكرهای خانقاه قادریه سنندج و نقشبندی
لازم است در این جا اشاره شود به ذكر كردن در میان كُردها كه از زمانهای قدیم در غرب ایران ٫ كردستان متداول بوده كه میتوان از طریقت قادریه ونقشبندی نام برد. در مراسم ذكر خلیفه نقش مهمی را در خانقاه دارد كه مراحل خلیفه شدن بصور زیر است ۱ـ توبه فرد ۲ـ پس از توبه فرد به مسلك درویشی خواهد پیوست ۳ـ مرحله تكامل دعا ها و ورد ها ست كه بنا بروایتی به یك میلیون نهصد خواهد رسید ۴ـ سپس درویش توسط استاد و بعبارت دیگر قطب خلیفه خواهد شد.۵ـ سپس خلیفه بایستی در دو مرحله بنام شریعت و طریقت را سپری سازد ۶ـ خلیفه اجازه ترویج دارد. در ایران . طریقت دارای چندین شعبه میباشد كه طریقت قادریه و نقشبندی از سایر شعبه ها رواج بیشتری دارد . ذكر طریقت قادریه به مولا علی نسبت دارد و جَلی میگویند كه با صدای بلند و دو مرحله است اول نشسته و دوم ایستاده ذكر انجام میگرد . در صورتیكه ذكر نقشبندی به ابوبكر نسبت دارد و خفیّه یا خفی است كه باصدای آرام و نشسته انجام میگیرد. در مراسم خانقاه قادریه با خواندن اشعار شعرای چون سعدی ٫ حافظ ٫ مولانا و جامی با آواز و دف و طاس شروع میكنند و نشسته ذكر انجام می گرد ٫ سپس كه به مرحله ایستاده میرسد ذكر حی الله٫ سه جار ٫دایم و حدادی بترتیب انجام میگیرد . در ذكر حدادی كه مرحله اوج ذكر است دراویش از خود بی خود شده ٫ كارهائی خارق العاده از قبیل پاره كردن تن پوش خود و اگر خلیفه اجازه دهد قسمتی از بدن خود را تیغ میزنند. . خلیفه معتقد است در مرحله حدادی دراویش ضمن ذكر نور خداوند را مشاهده خواهند كرد و دست به این اعمال خارق العاده میزنند. از خلیفه های معروف طریقت قادریه میتوان خلیفه میزا آقا غوثی ٫ سید عبدالكریم كسنزانی ٫ شیخ عبدالقادر گیلانی و سحد محمد كسنزانی نام برد
موسیقی تنبور

كردستان و كرمانشاهان دارای فرهنگی ریشه ای و عمیق میباشند كه هنر موسیقی بخشی از این فرهنگ غنی است و از نظر موسیقی شناسی دارای مرتبت خاصی است. . موسیقی تنبور اختصاص به این مناطق دارد و این موسیقی در كرمانشاه نسبت به سایر موسیقی های این منطقه از نظر فاصله ٫ وزن و نحوه گردش نغمه نظر موسقی شناسان را به این نكته عطف میكند كه موسیقی تنبور باقیمانده انواع موسیقی ایران باستان است و یادآور موسیقی آن زمان میباشد . موسیقی تنبور را میتوان به سه بخش تفكیك كردد:۱ـ كلام : “كلام “ ها قطعاتی هستند با وزن های باز كه متجاوز از ۷۲ مقام است ٫ اجرای كلام در “جم خانه” میباشد ٫ كه بیشتر جنبه آئینی ٫ كیشی و مسلكی دارد و بهمین خاطر این موسیقی دچار تحول نشده است.۲ـ مقام های مجلسی : مقامها میباشد كه اصطلاحا” “ هوره “ مینامند كه در بخش دیگری در این مورد مفصلا” توضیح داده خواهد ش.۳ـ مقام های مجازی: این نوع مقام از نقطه نظر ارزش نسبت به دو مقام فوق الذكر در مرتبت پا ئین تری قرار دارد ٫ در واقع بعد از كلام و مقام های مجلسی جای گرفته است. موسیقی تنبور در نواحی گوران و صحنه متداول است . میتوان اذعان نمود كه نواختن تنبور در میان علویان كوهپایه های زاگرس رواج دارد ,خصوصا بزرگان و مرشدان با این نوع موسیقی آشنائی دارند
http://www.iranonline.com/iran/Azarbaijan-west/images/Kurdish-tribe.html
موسیقی مور
“ مور “ یا”هوره لكی “ در واقع نوعی هوره است كه در مناطق عشایری لك زبان عمومیت دارد و این نوع موسیقی به مناسبت تقویت روحیه ایل بهنگام شركت در نبرد ٫ كوچ نمودن ٫ در سوگ عزیز از دست رفته ٫ در وصف دلاوران ایل چه آنان كه زنده اند یا درگذشته اند. “مور” از نغمات كهن متداول در مناطق كرد نشین و لك نشین كرمانشاهان و لرستان محسوب میگردد.
موسیقی اورامان
منطقه اورامان در استان كردستان ٫ از ازمنه قدیم مركز تمدن بود ه است. زبان ٫ آداب و رسوم و موسیقی این منطقه به علت وجود كوهای صعب العبور زاگرس كمتر دچار تحول شده است و موسیقی ٱن برگرفته از موسیقی قدیمی كُردی و ایرانی است. موسیقی اورمان تحت تاثیر طبیعت بكر این منطقه یغنی نوای پرندگان خوش آواز ٫ صدای جریان آب چشمه ساران قرار گرفته است. از آواز های رایج در این نواحی میتوان سیاچمانه ـ شیخانه ـ َدریانه ـ بزمی گوش ـ بزمی چپله ـ بزمی گریان ـ و سه جار نام برد
آواز سیاچمانه
آواز “ سیاچمانه” از انواع آواز های بسیار قدیمی و باستانی كرماناهان میباشد. . آواز سیاچمانه بیشتر در منطقه پاوه و اورمانات رایج دارد. اشعار متن این آواز كلا” به لهجه اورامی است و این آواز دارای تحریر و حالت های مخصوصی است كه فقط خوانندگان بومی و باتجربه میتوانند اجرا كنند.سیاچمانه از نظر لغوی به معنی سیاه چشمان است و در میان مردم اورمانات ایران و شمال عراق بعنوان زیباترین نغمه رایج است ع اهالی اورمان عاشقانه این نغمه را دوست دارند . شایان ذكر است در آواز سیاچمانه تحریر های آن شبیه نوای كبك میباشد. بعضی از آواز های سیاچمانه را باقی مانده نغمه اورمان میدانند. بنا بروایت مردم اورمان : اگر جاف آواز سیاچمانه بخواند و اورامی آواز هوره بخواند آخر الزمان خواهد بود. در واقع بیانگر آن است كه نه جافی میتواند سیاچمانه را درست بخواند و نه اورامی هوره را بدرستی میخواند. سیاچمانه اعلب بصورت پرسش و جواب اجرا میكنند. و گاهی این آواز جنبه مسابقه بین دو نفر پیدا كرده و ساعتهای مدیدی ادامه مییابد. در این موقع نبایستی اشعار تكرار گردد ٫ زیرا میخواهند تسلط خواننده در توازن بین شعر و موسیقی را مشخص كنند
سیاچمانه بسیار حزن انگیز است و با هلهله و شادی همراهی ندارد. با پیدایش تصوف و رواج طریقت نقشبند ی در اورمان و جوانرود ٫ آواز سیاچمانه جنبه عرفانی به خود گرفت و همانگونه كه دراویش قادریه هوره را در سلك درویشان آوردند ٫ صوفیان نقشبندی هم سیاچمانه را در سلك صوفی ها كشاندند. كه در خانقاها و در مراسم عزا توسط صوفیان خوش الحان خوانده میشود. كه اصطلاحا” به آن “ شیخانه “ گویند . البته در مقام مزاح و تشر سیاچمانه اهل مجاز را “ شیتانه به معنی سیاچمانه اهل جهل و نادامی خطاب میكنند. سیاچمانه از نواهای پاییز و فصل خزان است و در این فصل خواندن سیاچمانه نماینگر برگ ریزان چم های اورمان و برگهای سبز به سیاه مبدل میگردد
بزمی گوش
“بزمی گوش”آوازی است با وزنهای باز كه مانند «چپله» بدون همراهی ساز و حاضرین در مجلس با كف زدن این آواز را اجرا میكنند. بزمی گوش در مقایسه از نظر موسیقائی با «سیاچمانه»كه دارای متر آزاد است ٫ دارای تقارنهای ریتم دار بسیار وزین است. و نسبت به چپله بهنگام اجرا سنگین تر است. بزمی گوش از نظر قدمت جز آواز های باستان و كهن محسوب میشود.كه هنوز بقایای آن در منطقه اورامان «هورامان رایج میباشد

چپله
چپله«چپلا» شامل ترانه ها و آوازهای شاد وریتم دار است. چپلا بدون همراهی ساز اجرا میكنند كه حضار در مجلس با كف زدن های مرتب این آواز را اجرا میكنند. چپله«چپلا» از نظر لغوی بزبان كُردی یعنی كف زدن .چپلا معمولا” دارای تقارن ریتمیك دو تائی است كه اغلب به مانند دیگر آواز های كُردی چون سیاچمانه٫ بزمی گوش٫و........ دارای وزن ده هجائی از نقطه نظر اشعار دو مصرعی میباشد. اجرای بزمی گوش و چپلا در میان آواز های سیاچمانه برای جلوگیری از یكیواختی آواز و ایجاد تحرك در مجلس انجام میشود

 

 

This material may not be duplicated for any profit-driven enterprise.

Make a Free Website with Yola.